مرتضى راوندى

296

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

جندىشاپور ، علم مزبور در آن دانشكده در سطح فوق العاده بالايى تدريس مىگرديد . داروها يا گياهى يا حيوانى و يا معدنى بود . داروها اكثرا مايع بود به همين علت بخش داروسازى بيمارستان را « شرابخانه » ( محل نگاهدارى شربتها و مايعات ) مىناميدند . داروهاى مركب عبارت بودند از معجونها ، ضمادها و مرهمهايى كه توسط كارشناسان آگاه تهيه مىشد . بيمارستان ، معمولا يك رئيس افتخارى ( از سران كشور ) و يك رئيس واقعى ( از پزشكان معروف ) داشت كه « متولّى » ناميده مىشد . رازى ، اول متولّى بيمارستان رى و بعد هم متولى بيمارستان كهنهء بغداد بود . « جرجانى » نيز همين سمت را در بيمارستان خوارزم داشت . رئيس بيمارستان ، دو معاون داشت كه آنها را مشير و قوام مىناميدند . وظيفهء آنها تنظيم امور مالى و ادارى بيمارستان بود . دانشجويان رشته طب ناگزير بودند براى آمادگى علمى « كتاب فصول بقراط ، مرشد ، رازى ، و مسائل حنين و تفسير ابو سهل بن عبد العزيز نيشابورى ملقب به نيلى را كه در تشريح و توضيح كتاب سابق الذكر نوشته است بخوانند و پس از فراگرفتن اين اطلاعات در سال دوم ، كتاب ذخيره ثابت بن قره و كتاب المنصورى رازى و ذخيره سيد اسمعيل جرجانى را مىخواندند ، به اين كتب بايد كتاب هدايه ابو بكر جوينى و كفايه احمد بن خرج را نيز اضافه كرد . غير از اينها آنان كه طالب كسب اطلاعات بيشترى بودند كتابهايى چون ستة عشر جالينوس ، حاوى رازى ، الملكى على بن عباس اهوازى ، صد باب ابو سهل ، قانون ابن سينا و بالاخره ذخيره خوارزمشاهى سيد اسمعيل جرجانى را نيز مورد بررسى و مطالعه قرار مىدادند ؛ چون كتابهايى كه نام برديم عموما خطى و كمياب بود محصّلين براى دست‌رسى و مطالعهء آنها ، رنج فراوانى متحمل مىشدند . اكنون به خوبى نمىدانيم كه داوطلبان رشته طب و ديگر رشته‌هاى علوم ، قبل از شركت در مدارس و محافل علمى و تلمّذ در محضر اساتيد ، امتحانى مىدادند يا خير و پس از پايان دورهء تحصيل ، مورد آزمايش و امتحان قرار مىگرفتند يا نه ، درهرحال مداركى در دست است كه بعضى از مدعيان طبابت پايه و مايهء علمى و تجربى كافى نداشتند و گاه با داروها و معالجات خود ، مردم بىگناه را به ديار نيستى مىفرستادند . غير از پزشكان ، عده‌يى به‌نام رگ‌زن و فصّاد ، پزشكى و اصلاح سر و صورت ( سلمانى ) را باهم انجام مىدادند . محل كار و دكّهء آنها غالبا نزديك دكان عطارها